قهرمان ميرزا عين السلطنه

7669

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

كوريجان پنج دانگ و از عين‌آباد ده شعير و از مزرعه هفده شعير مالك بود . ابدا با همه اقتدارش اسباب‌چينى نكرد كه آن شش‌دانگ و آن يكى اقلا سه دانگ بشود . اما به مرابحهء پول ميل مفرطى داشت و همين ميل باعث شد كه مبلغهاى گزاف پول او را صرافها خوردند يا ورشكست شدند و پولش رفت . ظاهر آراسته از اول عمرش نظيف بود . خصوصا پس از مراجعت از سفر اول اروپا و تا آخر عمر اين مسلك را تعقيب كرد . در اين اواخر كه قادر به حركت نبود باز اول صبح صورت خود را با صابون شستشو مىداد . يقه و كراوات خود را مىبست . تابستان بود سردارى ، زمستان بود خرقه دوش مىكرد . كلاه به سر منظم و مرتب يا روى تشك و صندلى يا زير كرسى نشسته بود . مداد و كاغذ و قلمدان روى ميز يا كرسى و مشغول حساب يا تحرير بود . موقع بيكارى كتاب يا روزنامهء « لندن نيوز » مىخواند . چهل سال با لندن نيوز چهل سال روزنامهء لندن نيوز را آبونه بود و همه را جلد كرده [ بود ] . حتى يك سال قبل از فوتش هرچه باقيمانده بود حكم كرد نوشيروان ميرزا و مستشار الممالك نويسنده‌اش تمام را مرتب كرده و جلد كردند . من مىگفتم اينها ثمرى ندارد التفات كنيد شيرينى و كيك از قيمت آنها بخريم . با تحير به من مىفرمود اگر شيرينى ميل دارى پول بده بخر ، اينها همه تاريخ است و اشكال خوب دارد . حيف است تفريط شود و شما شيرينى بخوريد . آداب معاشرت هفته‌اى دوبار حمام مىرفت . هر هفته ريش خود را مىتراشيد . جز شب هيچوقت بدون كلاه نمىنشست . مهابت و ابهت زيادى داشت كه تا آخر عمر مواظب آن بود . اگر گاهى ما با كفش به اطاق او مىرفتيم باطنا بدش مىآمد و مىفرمود باز با كفش آمديد . به ما تا مرحوم شد اجازهء سيگار كشيدن و به دخترها اجازهء قليان كشيدن نداد . خيلى مايل بود فاميل خودش از مرد و زن نزدش بيايند . مردها بيرون به اطاق ما آمده قاپچى به اندرون خبر مىداد و احضار مىشدند . زنها در اطاق خانمها . بعد يكىيكى را احضار مىكرد . هيچوقت ميل نداشت اطاقش جنجال شود . جمعى از پيرمردها هم كه مانده بودند از قبيل آقا محمد صادق ارباب يا فلان آخوند و ملا آدم مىفرستاد كه چرا از